بابا صفرى

350

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

ترنم اين بيت نه از آن جهت است كه مؤلف ، غير از واقعيت حوادث ، احوال خاص و معينى را در نظر دارد و يا امرى را برتر از حقيقت مىپندارد . بلكه منظور عمدهء او آنست كه در برابر آن نوشته‌ها غايت مطلوب خود را چنين عرضه دارد كه آنچه در اين شهر اتفاق افتاده به همان شكل و هيئت در كتاب منعكس گردد و شخصيتهاى مؤثر در امور ، با طرز فكريكه در باب آنها داشته‌اند ، بواقع معرفى شوند و تعصب يا تعلق خاطر ، مؤلف را از مسير حقايق بر كنار نسازد . پيروى از اين منطق بسيار سخت است و مشكلات زيادى براى آدمى فراهم ميآورد بخصوص اگر چنين شخصى با افراد بىانصاف و مغرضى مواجه گردد . ليكن جاى خوشوقتى است كه نقدكنندگان محترم همه ارباب فضل و كمالند و با تبعيت از اصول منطقى مطالب منطقى را مىپذيرند . بدين اميد است كه نوشتهء فيلسوف و اديب محترم را مورد بررسى قرار ميدهيم و ميگوئيم : از اجمال بخش ماقبل اسلام و گفتارهاى مربوط به قبل از مشروطيت در جلد اول كتاب حق بايشان ميدهيم و احساس شرمسارى ميكنيم . ما در خود آن كتاب هم به اين موضوع اشاره كرده‌ايم و در آخر كتاب با اعلام زردروئى از حاصل كشتهء خويش از دانشمندان پوزش خواسته‌ايم . كنون نيز عذر خود را تكرار مينمائيم و اين عذر را مقبول درگاه آنان ميدانيم . ما براى تحصيل اطلاعات و تهيهء مدارك در آنقسمت بسيار كوشش كرديم و حتى از فرهنگستان آذربايجان شوروى و شعبهء تحقيقات تاريخى آن ؛ بتصور آنكه دانشمندان آن خطه دربارهء اران ، مغان و ارمنستان بررسىهائى به عمل آورده‌اند و به علت قرب جوار اين نواحى با اردبيل و روابط اقتصادى و تاريخىايكه بين اين شهر و آن نقاط موجود بوده است بمطالب و اسنادى دربارهء اردبيل نيز برخورده‌اند ؛ مدارك و اطلاعاتى بدست آوريم درصدد استعلام برآمديم ولى اين راه را نيز بهرحال به روى خود بسته يافتيم . اجمال در بخش جغرافيائى نيز مطلب قابل توجهى است كه دانشمند محترم بدان اشاره كرده است ولى ما خود در اين كار عمد داشتيم زيرا چون در جلد سوم كتاب دربارهء جغرافياى اقتصادى و منابع طبيعى بتفصيل سخن ميگوئيم چنين پنداشتيم كه اگر يك بار بعضى از آنها را ، ولو باختصار ، در گفتار اول و بار ديگر